آنچه هستی هدیه خدا به توست
و انچه می شوی
هدیه تو به خداست
پس
بی نظیر باش
|
آنچه هستی هدیه خدا به توست و انچه می شوی هدیه تو به خداست پس
بی نظیر باش
+ نوشته شده توسط پرتو در یکشنبه بیستم خرداد 1386 و ساعت
6 PM |
و یا بهترین حرکت
محبت آمیز را ....
در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب + نوشته شده توسط علی در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386 و ساعت
6 PM |
یه ترکه رو می گیرن میگن پدرسوخته چرا پشت ماشینت نوشتی (امام با سالاد ) می گه از شما بهتره که نو شتید ((خدا با ماست )) نمکی به دختره شماره می ده دختره می گه از کی تا حالا نمکی می گه :از وقتی ایرانسل اومده !!!!!!!!
ترکه با تعجب پولکی می خورد ازش می پرسن چته می گه والا من هر چی بگم شما می گید ترکا خرن والا به خدا این چیپس ها شیرینند
+ نوشته شده توسط پرتو در شنبه دوازدهم خرداد 1386 و ساعت
2 PM |
ادامه مطلب + نوشته شده توسط علی در چهارشنبه نهم خرداد 1386 و ساعت
4 PM |
بگوييد بر گورم بنويسند زندگي را دوست داشت ولي آنرا نشناخت مهربان بود ولي مهر نورزيد طبيعت را دوست داشت ولي از آن لذت نبرد در آبگير قلبش جنب و جوش بود ولي کسي بدان راه نيافت در زندگي احساس تنهايي مي نمود ولي هرگز دل به کسي نداد و خلاصه بنويسيد زنده بودن را براي زندگي دوست داشت نه زندگي را براي زنده بودن
+ نوشته شده توسط علی در دوشنبه هفتم خرداد 1386 و ساعت
4 PM |
روزی روزگاری شاعر فقیری بر سر چهار راهی به احمق ثروتمندی برخوردند و سر صحبت شان باز شد .و در صحبت شان فقط از نارضایتی ها شان می گفتند .
سپس فرشته ی جاده که از آنجا می گذشت دست هایش را بر شانه های آن دو مرد گذاشت .
ناگهان معجزه ای رخ داد مایملک آن دو نفر با هم عوض شد.
از هم جدا شدند اما عجیب بود................
شاعر به دست هایش نگاه کرد و در آن چیزی جز سنگ خشک ندید و احمق چشم هایش را بست و در قلبش چیزی جز ابر های متحرک احساس نکرد.
سرگردان خلیل جبران خلیل
+ نوشته شده توسط پرتو در شنبه پنجم خرداد 1386 و ساعت
2 PM |
روزی زیبایی و زشتی در ساحل دریایی به هم رسیدند و به هم گفتند (بیا در دریا شنا کنیم)
برهنه شدند و در آب شنا کردند و زمانی گذشت و زشتی به ساحل بازگشت و جامه های زیبایی را پوشید و رفت.
زیبا نیز از دریا بیرون آمد و تن پوشش را نیافت از برهنگی خود شرم کرد و به ناچار لباس زشتی را پوشید و به راه خود رفت.
تا این زمان نیز مردان و زنان این دو را با هم اشتباه می گیرند اما اندک افرادر هم هستند که چهره ی زیبایی را می بینند و فارغ از جامه هایی که بر تن دارند او را می شناسند و برخی نیز چهره زشتی را می شناسند و لباس هایش او را از چشم های اینان پنهان نمی دارند.
جبران خلیل جبران
+ نوشته شده توسط پرتو در شنبه پنجم خرداد 1386 و ساعت
10 AM |
خسروشیر کجاست؟
مرمان آن چگونه اند؟
یک توریسم قبل از سفر به خسروشیر باید چه اقداماتی انجام بدهد؟
برای تهیه بلیط هواپیما یا قطار یا اتوبوس چه باید بکنیم؟ و هزاران نکته دیگر برای یک تفریح لذت بخش در کپر خسروشیر ...
به ادامه مطلب نگاه کنید ادامه مطلب + نوشته شده توسط علی در جمعه چهارم خرداد 1386 و ساعت
1 AM |
|
|